بـررسي ها نشان مي دهـد ، بـيـماران پرخاشگـر انفعالي که تحـت روان درماني حمايتـي قـرار مي گيرند ، از سرانجام بهتـري بـرخـوردار مي شوند . اما مـسيـر روان درمانـي بـا بيـمار پرخاشگـر انفعالي از لبه پـرتـگاه هاي سختي مي گـذرد . بـرآوردن نيـازهاي آنان اغلـب بـه معنـي حمايـت از بيماري آنان و امتناع از برآوردن اين تقاضاها ، به مفهوم طرد ايشان است . بيشتر گزارش هاي باليني حاکي از ميزان بالاي عدم موفقيت و قطع درمان اين بيماران است . به هر حال درمان هاي پـويـا (ديناميک) و رفتـاري - شناختي در بـرخـي موارد ، نـويـدبخش بـوده اند . تظاهـر به خودکشي که در ايـن بيـماران فـراوان ديـده مي شود ، بـايـد بـه عنوان نمودي از خشم پنهان ، نه به عنوان تظاهر افسردگي اوليه درمان کرد . داروهاي ضدافسـردگي تـنـها در صـورت ضـرورت باليني کامل قابل تجويـز است . فنون درماني که منجـر به هدايت خشم بيمار از مقاومت به سوي يادگيري سازنده شود ، مفيد است . فنون رفتـار درماني همچون آموزش جرات ورزي ، درمان هاي پويا يا گروه درماني مفيد است