!!!!!!!!


زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب،عمر بسر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم

دانشکده زهک

اینجا زهکه آخر دنیاست

اینجا جایی هست که ایرانسل و همراه اول دکل ندارن بنابر این همه تنها هستن ایرانسل اول

اینجا جایی هست که بچه ها باید برن پیش اساتید(جراحان) چون به قول دوستان جراحا پاسپورت ندارن که بیان زهک

اینجا یه خوبی هم داره اونم اینه که بچه های علوم آزمایشگاهی همش ازمون نمونه میگیرن و آزمایش میکنن پس اگه دردو مرضی داشتیم سریع مشخص میشه

از دم در دانشگاه،ببخشید دم در کمپ آبیاری تا مرز تنها ده دقیقه راه هست ولی اگر با یه تویوتا بریم بین دو تا سه دقیقه راه هست پس تا یه چشم به هم بزنی از مرز گذشتی

البته چشمو به هم نمیزنن اون پلکه که به هم میزنن و شما از بس ای کیلو تشریف دارین نفهمیدین

کلاس=مکانی برای زندگی گربه ها

خوابگاه=مکانی برای زندگی مسالمت آمیز با سوسک و موش

سلف=مکانی برای خوردن ساچمه پلو و دمپایی

محیط دانشکده=پاریسو دیدین؟اینجا زهکشه

سایت=سیستماشان سیستمیست از عهد بوق/کیس هاشان میزند هردم سه بوق

کتابخونشو که دیگه نگو حرف نداره،مثل دانشکده که سالن مطالعه نداره

استاد ها=دوستشون دارم

البته تا وقتی نمره قبولی رو بدن

بروبچ شورای صنفی هم وعده دادن اتوبان زهک به تهرانو افتتاح کنن،چاه نیمه رو به در کمپ منتقل کنن، کلاسا رو بذارن روی هم تا دانشکده بشه چند طبقه، یه طنابم برای رفتن به طبقات فوقانی نصب کنن

البته طرح پرورش گربه در کلاس ۱۰۱ تا اطلاع ثانوی ملغی شد

برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید

سه پند لقمان به پسرش

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟.............
.
.
.
لقمان جواب داد:اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .و اگر با مردم دوستی کنی  ودر قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست

متن ادبی

بنام مهربان بی همتا 

من آموخته ام که برای زخم پهلویم برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم وزخم در پهلو وتیر درگردن،خوشتر تاطلب نوشدارو از ناکسان وکسان.زیرا درد است که مرد میزاید وزخم است که انسان می آفریند.

پدرم میگوید : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست.

پس زخمهایت را گرامی دار. زخمهای کوچک رانوشدارویی اندک بس است تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوش دارویی شگفت بخواهد

وهیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست. ونوشداروی عشق تنها در دستان اوست .

او که نامش خداوند است.


پدرم گفته بود که عشق شریف است وشگفت است ومعجزه گر اما نگفته بود او که نوشدارو دارد، دستهایش این همه از نمک عشق پر است ونگفته بود که عشق چقدر نمکین است  ونگفته بود که او هر که را دوست تر داردبر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد!

زخمی بر پهلویم است وخون میچکد وخدا نمک می پاشد. من پیچ میخورم وتاب میخورم ودیگران گمانشان که میرقصم!

من این پیچ وتاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم میآورم که سنگ نیستم،چوب نیستم خشت وخاک نیستم که انسانم...

پدرم گفته است از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود واگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و

عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت ...

تقسيم بندي انسانها از ديدگاه استاد شريعتي

واسه اینکه بدونین تو کدوم دسته از آدماقرار دارین به ادامه مطلب مراجعه کنین.
ادامه نوشته